هیرادهیراد، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 29 روز سن داره

هیراد

نوروز 1391

سال نو مبارک پسر گل مامان تقریبا" 5/5 ماهه شده و کارهای جالبی که انجام میده و روز به روز بیشتر مامانش رو عاشق خودش می کنه / وقتی توی روروئک می ذارمش میاد سمت من و دستاشو تکون میده تا بغلش کنم و وقتی پشت کامپیوتر باشم با سرفه های پی در پی اعلام وجود می کنه و من عاشق این اداهاشم نزدیک عید پسر خوشگلم مریض شد و حسابی من و بابش غصه خوردیم با یک سرما خوردگی ساده شروع شد و کم کم سرفه های شدیدی می کرد و بعد داد می زد چون کلافه میشد ولی با خوردن زترو مکس بعد یک هفته خدارو شکر رو به بهبودی رفت خلاصه روزهای بدی بود و شیر منو هم نمی خورد ولی شیشه خوردن و شیر خشک خوردن از نکات مثبت این دوره بود چون باید شیشه خوردن رو یاد می گرفت که توی مهد اذیت نشه عید...
12 فروردين 1391

هنر های هیراد در 4 ماهگی

هیراد جون چهار ماهگیت مبارک پسرم کارهای جدید هیراد: اجسام رو با دستش می گیره کلی باهامون حرف میزنه و درد و دل میکنه منو که میبینه کامل می شناسه و به گفته باباش احساس امنیت می کنه کمرش رو بلند میکنه و یه کم مونده به غلط زدن برسه وقتی هم که دمر میخوابه میتونه گردنش رو بالا نگه داره رو تشک که می ذارمش بعد چند دقیقه 360 درجه تغییر جهت میده خوردنی رو تشخیص میده و وقتی ما چیزی می خوریم مخصوصا چایی دهنش آب می افته چون خیره  میشه به خوراکی پسرم دوشنبه رفت دکتر و معاینه شد و قد و وزنش رو دکتر اندازه گرفت و گفت می تونم فرنی و حریره بادوم رو شروع کنم ...
7 اسفند 1390

مهمونی خاله رومینا

پسر گلم دیشب رفته بودیم خونه خاله رومینا و خاله سارا/ خاله النا/و خاله مریمی هم بودن ما اولین بار بود که این خاله ها رو می دیدیم و توی این قرار با هم اشنا شدیم  و شما با آرتین / امیر مهدی/ ونداد و یدونه دختری هانا اشنا شدی و دل هانا رو بردی و سه تا رقیبت رو پشت سر گذاشتی اینهم از عکس دیشب که به ترتیب: امیر مهدی/هیراد/هانا عشقت/ارتین و ونداد هستن ...
7 اسفند 1390

اولین قهقهه

خیلی وقت بود منتظر بودم با صدا برام بخندی گلم تا اینکه بعنوان کادوی ولنتاین بهم دادی ولی خیلی کم بود بیشتر برام بخند   ...
25 بهمن 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به هیراد می باشد